محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

49

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

امام عليه السّلام و سياست مالى استوارى كه در پيش گرفته بود ، وضوح بيشترى در سفارشى ديگر مىيابد : « بايد تلاش تو در آبادانى زمين بيشتر از جمع‌آورى خراج باشد كه خراج جز با آبادانى فراهم نمىگردد ، و آن كس كه بخواهد خراج را بدون آبادانى مزارع به دست آورد ، شهرها را خراب ، و بندگان خدا را نابود . » « 1 » با نگاه به فشارها و ستم‌هايى كه براى جمع‌آورى ماليات در فرانسه و تركيه صورت گرفت ، ارزش سخن امام على عليه السّلام بهتر فهميده مىشود و هماهنگى آن با منطق و تجربه‌هاى تاريخى آشكار مىگردد . ز ) تقسيم وظايف يكى ديگر از ابتكارات ارزشمند امام عليه السّلام بود كه تنها در زمان معاصر مورد توجه انديشمندان قرار گرفت . « كار هر كدام از خدمتكارانت را معين كن تا او را در برابر آن كار مسؤول بدانى ، و تقسيم درست كار سبب مىشود كه كارها را به يكديگر وا نگذارند . » « 2 » همچنين در نامه خود به مالك اشتر نخعى مىنويسد : « آگاه باش ! مردم از گروه‌هاى گوناگونى مىباشند كه اصلاح هر يك جز با ديگرى امكان ندارد ، و هيچ يك از گروه‌ها از گروه ديگر بىنياز نيست . از آن قشرها ، لشكريان خدا ، و نويسندگان عمومى و خصوصى ، قضات دادگستر ، كارگزاران عدل و نظم اجتماعى ، جزيه‌دهندگان ، پرداخت‌كنندگان ماليات ، تجار و بازرگانان ، صاحبان صنعت و پيشه‌وران ، و نيز طبقه پايين جامعه ، يعنى نيازمندان و مستمندان مىباشند كه براى هر يك خداوند سهمى مقرر داشته ، و مقدار

--> ( 1 ) . « و ليكن نظرك في عمارة الأرض أبلغ من نظرك في استجلاب الخراج لأنّ ذلك لا يدرك إلّا بالعمارة و من طلب الخراج به غير عمارة أخرب البلاد و أهلك العباد » نهج‌البلاغه : نامه 53 . ( 2 ) . « و اجعل لكلّ إنسان من خدمك عملا تأخذه به فإنّه أحرى ألّا يتواكلوا في خدمتك » نهج‌البلاغه : نامه 31 .